شور طالع
لغت نامه دهخدا
شورطالع. [ ل ِ ] ( ص مرکب ) شوراختر. ( ناظم الاطباء ). کنایه از مدبر و بدبخت. ( آنندراج ):
هرکه شیرین تر فراق جانگزایش تلخ تر
شورطالعتر ز فرهادم ببین احوال چیست.ظهوری.رجوع به شوربخت شود.
فرهنگ فارسی
شور اختر
جمله سازی با شور طالع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این که میسازیم بر خوان غمت با تلخ و شور جز گناه طالع ناساز و بخت شور نیست
💡 در اشعار کهن، همیشه از شور طالع و خوشاقبالی قهرمان داستان برای پیشبرد اتفاقات مثبت و پیروزیهای بزرگ در مسیر زندگی او صحبت میشود.
💡 او همیشه معتقد بود که شور طالع و تقدیر الهی، نقش تعیینکنندهای در موفقیتهای بزرگ او در زندگی شخصی و حرفهایاش ایفا کرده است.
💡 با وجود تمام سختیهایی که در مسیر پیش رو داشت، او همچنان به شور طالع و روزهای روشنتر در آینده ایمان قلبی داشت.