زره دوز
لغت نامه دهخدا
زره دوز. [ زَ رِ / زِ رِه ْ ] ( نف مرکب ) دوزنده زره. فرورونده در زره. کارگر در زره. || ( اِ مرکب ) نوعی است از پیکان. ( فرهنگ رشیدی ). نوعی از پیکان است. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
دوزنده زره کار گزار زره
جمله سازی با زره دوز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شود از تیر جگر دوز تو مانند زره تن خصم ار چه کند ز آهن و پولاد گذر
💡 در دوران جنگهای باستانی، زره دوزان ماهر با استفاده از فلزات مقاوم و تکنیکهای پیچیده، برای سربازان و شوالیهها زرههایی بسیار مستحکم و کاربردی میساختند.
💡 این زره دوز با دقتی بسیار بالا، قطعات فلزی را به گونهای به هم متصل میکرد که هم امنیت سرباز را تضمین کند و هم آزادی حرکت او را.
💡 یافتن یک زره دوز با تجربه در آن زمان، برای فرماندهان ارتش بسیار حیاتی بود تا بتوانند تجهیزات محافظتی مناسبی برای نیروهای خود فراهم کنند.