دست شفا

لغت نامه دهخدا

دست شفا. [ دَ ش ِ ] ( ص مرکب ) حکیم حاذق. ( آنندراج ). || ( اِ مرکب ) نسخه طبیب و دستور طبیب. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

حکیم حاذق. یا نسخه طبیب و دستور طبیب.

جمله سازی با دست شفا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به من متوسل شد و التماس دعا مى كرد، من به او فهماندم كه از دست همان كسى كه سيلىخورده اى بايد شفا بيابى و اين حرف به آن بدبخت اثرى نكرد و بالجمله چندى هم بهبيمارستان كويت مراجعه كرد فايده نبخشيد و فرمود:سال گذشته او را در بحرين ديدم به همان حال با فقر و فلاكت دردناكى زندگى مىكرد و گدايى مى نمود.(319)

💡 مردم معتقد بودند که این پیرمرد سالخورده، به دلیل سال‌ها عبادت و ریاضت، دست شفا دارد و هر کسی را که لمس کند، درمان می‌کند.

💡 او با مهارت و دقت بسیار زیاد، جراحی را به گونه‌ای انجام داد که گویی از دست شفا برخوردار است و بیمار به سرعت بهبود یافت.

💡 در افسانه‌های قدیمی، درمانگران بزرگ را کسانی می‌دانستند که به نوعی دست شفا داشتند و می‌توانستند بیماری‌های لاعلاج را با کلام یا لمس درمان کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران