خیر کافی

لغت نامه دهخدا

خیرکافی. [ خ َ رِ ] ( اِخ ) حمیدالدین. یکی از شعرای دوره سلجوقی است که در رباعی زیر مورد هجو علی شطرنجی شاعر زمان خود قرار گرفته است:
خیرکافی چو ناصرخسرو
کرد خود را لقب حمیدالدین
لقب آن بر این چگونه سزد
که گه آن به از محاسن این.( از لباب الالباب چ قزوینی ج 2 ص 202 ).

فرهنگ فارسی

حمید الدین یکی از شعرای دوره سلجوقی است.

جمله سازی با خیر کافی

💡 سیستم عاملی قطعی است که عملیات خود را در زمان‌های ثابت یا فواصل زمانی از پیش تعیین شده انجام دهد. وقتی چند فرایند در رقابت برای منابع و زمان پردازنده هستند، هیچ سیستمی نمی‌تواند قطعی باشد. در یک سیستم بی‌درنگ، درخواست‌های فرایند برای خدمت توسط رخدادها، اولا به سرعتی که می‌تواند به وقفه‌ها پاسخ دهد و ثانیاً به اینکه آیا سیستم ظرفیت کافی برای اداره تمام درخواست‌ها، در زمان معلوم را دارد یا خیر، وابسته است.