لغت نامه دهخدا
خشک عنان. [ خ ُ ع ِ ] ( ص مرکب ) کنایه از مرکبی که فرمان بردار نباشد و سرکشی کند. ( از برهان قاطع ) ( از ناظم الاطباء ) ( از انجمن آرای ناصری ).
خشک عنان. [ خ ُ ع ِ ] ( ص مرکب ) کنایه از مرکبی که فرمان بردار نباشد و سرکشی کند. ( از برهان قاطع ) ( از ناظم الاطباء ) ( از انجمن آرای ناصری ).
کنایه از مرکبی که فرمان بردار نباشد و سرکشی کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خضر عنان زین سفر خشک تافت دامن خود تر شدهٔ چشمه یافت