خرد اندام

مترادف‌ها

ریزجثه، کوچک‌جثه، ظریف

متضادها

درشت‌اندام، تنومند، بزرگ‌جثه

لغت نامه دهخدا

خرداندام. [ خ ُ اَن ْ ] ( ص مرکب ) کوچک. کوچک جثه. کم جثه. قوش. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

کوچک کوچک جثه

جمله سازی با خرد اندام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اندام شما زیر لگد خرد بسایم زیرا که شما را به جز این نیست سزاوار

کلمات مرتبط