لغت نامه دهخدا
خرج بران. [ خ َ ب ُ ] ( اِ مرکب ) مجلسی که کسان داماد بخانه ٔکسان عروس می آیند تا کابین و شیربها و دیگر خرجهای عروسی را معلوم و مقرر کنند. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خرج بران. [ خ َ ب ُ ] ( اِ مرکب ) مجلسی که کسان داماد بخانه ٔکسان عروس می آیند تا کابین و شیربها و دیگر خرجهای عروسی را معلوم و مقرر کنند. ( یادداشت بخط مؤلف ).
مجلسی که کسان داماد بخانه کسان عروس می آیند تا کابین و شیربها و دیگر خرجهای عروسی را معلوم و مقرر کنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برده، اگر نیکبختی نیز بر او روی کند، برده است. اقرار، ارتکاب گناه را زایل سازد. پاره ای سخنان از شمشیر بران تر است. غضب مانع زیرکی شود. زن چون گل است، دخل و خرج را نشاید.