[ویکی فقه] تضییق تعبّدی دلیل محکوم، توسط دلیل حاکم است. حکومت به تضییق، مقابل حکومت به توسعه، و به معنای نظارت دلیل حاکم، بر دلیل محکوم و تفسیر آن از راه ایجاد تضییق تعبدی در ناحیه افراد موضوع، یا متعلق یا حکم دلیل محکوم است، مانند این که مولا بگوید: «اکرم العلما»، سپس در مقام تضییق دایره افراد موضوع برآمده و بگوید: «العالم الفاسق لیس عندی بعالم» که دایره شمول «العلما» را محدود ساخته و عالم فاسق را تعبداً از آن خارج کرده است.
جمله سازی با حکومت به تضییق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک جمهوری شکلی از حکومت است که کشور در آن به عنوان یک امر عمومی در نظر گرفته میشود، نه این که دغدغهای خصوصی یا ملک حاکمان دیده شود و نظامی است که دفاتر و مناصب حکومت بهطور پیوسته و همیشگی مستقیماً یا غیر مستقیم توسط شهروندان انتخاب میشوند نه این که موروثی باشند. در دوران مدرن، یک تعریف ساده و رایج از جمهوری، حکومتی است که رهبر و سر آن پادشاه نباشد.
💡 بعد از انتشار این مقاله بار دیگر او راهی زندان شد. سومین دوره زندانی که در اردیبهشت سال ۸۲ با انتشار طرح رفراندوم برای تعیین حکومت به آن گرفتار شد، مهرماه همان سال و در زمانی متوقف گردید که به گواه پزشکان انواع بیماریها و نیاز به عمل جراحی فوری ماندن وی را در زندان غیرممکن کرده بود.
💡 روز جهانی زنان در ایران همهساله در روز جهانی زنان در ایران برگزار میگردد. برگزاریِ این روز در ایران توسط حکومت به عنوانِ «روز جهانی زنان» به رسمیّت شناخته نمیشود. فعالانی که برای تحقق حقوق زنان بر اساس معیارهای جهانی تلاش میکنند، مورد آزار و تعقیب کیفری قرار میگیرند.
💡 کول در کتاب خود اروپا، روسیه و آینده که در ۱۹۴۱ منتشر گردید، ادعا نمود که هر چقدر هم اروپای جدید که نازی برآن مسلط است غیراخلاقی باشد، این حکومت به نحوی از نظام «غیر عملی» دولتهای سلطهجو که پیش از آن وجود داشتند، بهتر بود. از نظر اقتصادی، میتوان گفت که
💡 در کل، در قرن بیستم رابرت دال از جمله اندیشمندانی است که در گسترش مفهوم دموکراسی بسیار کوشیدهاست. او مدل لیبرال دموکراسی حاکم در غرب را به نام پولیآرشی نوع مطلوب حکومت دموکراتیک تلقی میکند. این نوع حکومت به نظر وی دو ویژگی عمده دارد: اول شهروندی گستردهای که تمامی افراد بالغ را شامل میشود و دوم اینکه شهروندی حق انتخاب و عزل بالاترین مقام سیاسی را دربرگیرد.
💡 پس از این، سربداران دارای یک رهبر نظامی و یک رهبری مذهبی جداگانه بودند که دو جریان «سربداری» و «درویشی شیخیه» را در این حکومت به وجود آوردند. در این هنگام میر قوامالدین مرعشی، که بعدها لقب میربزرگ گرفت، در حدود سال ۷۴۳ هجری به خراسان رفت و مرید سربداران شده و تحت تأثیر «تعالیم انقلابی شیخیان» قرار گرفت.