اصل حاکم
مترادفها
قاعده اصلی، اصل بنیادین
متضادها
اصل تابع
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] اصل حاکم به اصل عملیِ رافعِ اصل دیگر، از طریق توسعه یا تضییق موضوع یا حکم آن اطلاق می شود.
اصل حاکم، مقابل اصل محکوم می باشد و آن، اصلی از اصول عملی است که در تعارض با اصل دیگر بر آن حکومت دارد؛ یعنی ناظر به موضوع یا متعلق یا حکم آن بوده و آن را توسعه داده یا تضییق می کند؛ برای مثال، در جایی که استصحاب با اصول عملی دیگر مانند برائت و اصالت طهارت تعارض پیدا می کند، بر آن ها حاکم می باشد، زیرا اصل استصحاب دامنه یقین را گسترش می دهد و یقین تعبدی را نیز در مصادیق یقین داخل می نماید و با بودن یقین تعبدی، دیگر اصل برائت جاری نمی گردد.
نکته
بعضی از اصولیون، رابطه استصحاب با اصل برائت را از نوع ورود می دانند.
جمله سازی با اصل حاکم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امروزه اگر تصمیم میگیریم که در مسیر و زمینههای جدیدی گام برداریم یا وارد دنیای جدید یک دانش شویم، اینکه بدانیم این علم و دانش از کجا آمده و چه افرادی در شکلگیری آن نقش داشتهاند در ساختار فهم ما نسبت به آن دانش بسیار تأثیر میگذارد. در مورد شناخت تاریخچه ان ال پی و مسیری که تا به حال طی کرده است نیز همین اصل حاکم میباشد.
💡 منابع بهائی صلح را به عنوان هدف غایی نوع بشر در نظر میگیرند و آثار بهائی حاوی توضیحات مفصلی دربارهٔ اصول اجتماعی مورد نیاز دستیابی به صلح هستند. از جمله اصول و تعالیم اجتماعی که بهائیان مرتبط با ایجاد صلح میبینند عبارتند از: جستجوی حقیقت بهطور مستقل، یگانگی نوع انسان، لزوم رفع هر گونه تعصب، هماهنگی علم و دین، برابری زن و مرد، لزوم تعلیم و تربیت عمومی، گزینش یک زبان واحد جهانی، رفع فقر فاحش و ثروت مفرط، تأسیس یک محکمهٔ جهانی برای رفع اختلاف میان ملتها و پذیرش عدالت به عنوان اصل حاکم بر امور انسانی.