حسین حمدانی
لغت نامه دهخدا
حسین حمدانی. [ ح ُ س َ ن ِ ح َ ] ( اِخ ) ابن حمدان بن حمدون تغلبی. متوفی 306 هَ. ق. / 918 م. عموی سیف الدولة حمدانی و مؤسس حمدانیان است. در 283 هَ. ق. بدستور معتضد، هارون بن عبداﷲ خارجی را شکست داد و اسیر کرد، و مقام عالی یافت و در نزاع ابن معتز با مقتدر طرفداری ابن معتز کرد و پس از پیروزی مقتدر، حسین با خانواده اش به موصل گریخت، و سپس مقتدر به او امان داد و به امارت قم فرستاد و باز در آنجا یاغی شد ولیکن بزودی به اطاعت بازگشت و امارت دیار ربیعه یافت و در آنجا باز سرپیچی کرد، لیکن این بار نیز مغلوب شد و او را در 303 هَ. ق. ببغداد برده بحبس مقتدر انداختند و در 306 هَ. ق. کشتند. ( کامل ابن اثیر ج 8 ص 34 ) ( فهرست تجارب الامم ) ( زرکلی چ 1 ص 248 ) ( مجمل التواریخ 348 ) ( تاریخ سیستان 289 ) ( رجال حبیب السیر ).
فرهنگ فارسی
ابن حمدان ابن حمدون تغلبی عموی سیف الدوله حمدانیان است
جمله سازی با حسین حمدانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حمدانی در طول جنگ ایران و عراق به عنوان افسر ستاد در واحدهای مختلف زرهی و شناسایی خدمت کرد و در سال ۱۹۸۲ به گارد جمهوری پیوست و به عنوان افسر ارشد آموزشی بین سالهای ۱۹۸۷ و ۱۹۸۹ خدمت کرد. هر دو پسر صدام حسین عدی و قصی و زیاد پسر طارق عزیز به عنوان افسر در یگان او خدمت کردند تا صدام و طارق عزیز بتوانند ادعا کنند که پسرانشان در جنگ شرکت داشتند هرچند به حمدانی گفته شد که نگذارد هیچیک از پسران کشته شوند.
💡 حمدانی سکولاریست است و به خاطر حس شوخطبعی و نگرش جهان وطنی اش مشهور است. او میتواند انگلیسی بخواند، اما نمیتواند آن را روان صحبت کند. از سال ۲۰۰۹ او در امان، اردن زندگی میکند و در همان سال از او برای پروژه چشمانداز عراق مصاحبه شد. او با قصی حسین، که در گردان او در جنگ ایران و عراق خدمت میکرد، رابطه نزدیک برقرار کرد. حمدانی معتقد است که این رابطه احتمالاً او را در طول دهه ۱۹۹۰ با توجه باینکه توصیههایی خلاف نظرات صدام میکرد، او را نجات دادهاست.او در سال ۱۹۹۲ دکترای علوم نظامی را از دانشکده جنگ عراق گرفت.