تیز طبیعت
مترادفها
تندخو، حساس، زودرنج
متضادها
آرام، ملایم، صبور
لغت نامه دهخدا
تیزطبیعت. [ طَ ع َ ] ( ص مرکب ) بی صبر و بی تحمل و تندخوی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ماده قبل شود.
فرهنگ فارسی
بی صبر و بی تحمل و تند خوی
جمله سازی با تیز طبیعت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ۱. تیزشاخ عربی - بز کوهی بزرگ با شاخهای بلند و نوک تیز، که در مناطق خشک عربستان سعودی یافت میشود. زمانی در آستانه انقراض بود اما اکنون با موفقیت دوباره در طبیعت معرفی شدهاست.