لغت نامه دهخدا
تعیی. [ ت َع َی ْ یی ] ( ع مص ) درماندن در کار و راه نیافتن در آن و استوار و نیکو کردن نتوانستن و دشوار شدن کار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). درماندن در کار و قادر نبودن به نگهداشت آن. ( از اقرب الموارد ).
تعیی. [ ت َع َی ْ یی ] ( ع مص ) درماندن در کار و راه نیافتن در آن و استوار و نیکو کردن نتوانستن و دشوار شدن کار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). درماندن در کار و قادر نبودن به نگهداشت آن. ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از آنجایی که ارشتناب درمسیر جاده تبریز سراب و اردبیل قرار داشت و کاروانهای زیادی از آن عبور میکردند یک روز آرش کمانگیر به همراه کاروانی از روستای ما عبور میکرده و متوجه میشود که اهالی روستا مسابقه تیر کمان اندازی برگزار میکنند چون خودش تیر انداز ماهری بود تقاضای شرکت در مسابقه میکند و برگزار کنندگان مسابقه قبول میکنند، آرش کمانگیر چون تیر انداز ماهری بود شرط مسافت را تعیین میکند و میگوید هر کس تیرش مسافت بیشری طی کرد برنده است و آرش برنده میشود اهالی روستا آرش را تشویق میکنند و از وی خواهش میکنند حدود روستا را با تیر انداختن تعییین کند و آرش کمانگیر در چهار جهت تیرش را می اندازد اهالی و مسافران از قدرت کمان آرش متحیر میشوند و نام روستا را آرشتناب میگذارند یعنی جایی که پهلوانی مثل آرش را به خود نخواهد دید ومرور زمان به ارشتناب تبدیل میشود.