لغت نامه دهخدا
تره گز. [ ت َ رَ / رِ گ َ ] ( اِ مرکب ) در مازندران حشره ای است شبیه به مورچه با شکمی دراز و چوب خوار و گزیدگی آن آماس آرد و تا قریب یکماه بپاید و آزار دهد. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
تره گز. [ ت َ رَ / رِ گ َ ] ( اِ مرکب ) در مازندران حشره ای است شبیه به مورچه با شکمی دراز و چوب خوار و گزیدگی آن آماس آرد و تا قریب یکماه بپاید و آزار دهد. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
در مازندران حشره ایست شبیه به مورچه با شکمی دراز و چوب خوار و گزیدگی آن آماس آرد ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کسان شهد نوشند و مرغ و بره مرا روی نان مینبیند تره
💡 ولیّ خدا دایم تره سرور بو ز ته پشت و پناه، یارب همیشه وی بو
💡 ثواب قرائت سوره مطففين حديث: 1 بهذاالاسناد عن الحسن عن صفوانالجمال عن ابى عبدالله عليه السلام قال من قرا فى الفريضهويل للمطففين اعطاه الله الا من يوم القيامه من النار و لم تره و لا يراها و لم يمر على جسرجهنم و لا يحاسب يوم القيامه.
💡 برخی از مردم ولز هنوز عقیده قدیمی را حفظ میکنند که رشد آن در پشتبام خانه سلامتی و شکوفایی کسانی را که در آنجا زندگی میکنند تضمین میکند. این گیاه ارتباط نزدیکی با ترهفرنگی واقعی ندارد که متعلق به گونه سیر است.
💡 اموال حشمت با پیگیری نازگل و محسن باز پس گرفته میشود و ستایش و محمد ادارهٔ غرفهٔ میوهفروشی و میدان ترهبار فردوس را برعهده میگیرند..