بسته رحم

لغت نامه دهخدا

بسته رحم. [ ب َت َ / ت ِ رَ ح ِ ] ( ص مرکب ) زنی را گویند که هرگز نزاید و او را به عربی عقیمه خوانند. ( برهان ). یعنی عورتی عقیمه. آنکه از زادن باز مانده بود. ( شرفنامه منیری ). عقیم. ( رشیدی ). کنایه از عقیم و نازاد. ( آنندراج ) ( مجموعه مترادفات ص 249 ). زن عقیم را گویند. ( سروری ). و رجوع به شعوری ج 1 ورق 178 شود:
ای در نظر جود تو بیقدر درم
وز زادن شبه تو جهان بسته رحم.
رکن الدین مکرانی ( از آنندراج، سروری و شعوری ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) نازا عقیم.

جمله سازی با بسته رحم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای نوجوان که دل به کمند تو بسته‌ام رحمی نما که پیر و ضعیف و شکسته‌ام

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز