ایمن گشتن

لغت نامه دهخدا

ایمن گشتن. [ م ِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) مطمئن شدن. مصون گشتن. در امان و امن قرار گرفتن:
از آب خوش و خاک یکی گل بسرشتم
کردم سرخمتان بگل و ایمن گشتم.منوچهری.از برف نو بنفشه گر ایمن گشت
ایدون چرا چو جامه ترسا شد.ناصرخسرو.بی اصل... چون ایمن و مستغنی گشت بتیره کردن آب خیر... گراید. ( کلیله و دمنه ).

فرهنگ فارسی

مطمئن شدن مصون گشتن

جمله سازی با ایمن گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خون چو گردد مشک، از پامال گشتن ایمن است پاک چون گردید از جولان نمی ماند سخن

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
نیلی یعنی چه؟
نیلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز