لغت نامه دهخدا
افسانه پذیرفتن. [ اَ ن َ / ن ِ پ َ رُ ت َ ] ( مص مرکب ) قبول کردن افسانه:
مجنون تو افسانه و افسون نپذیرد
با بیخردی پند فلاطون نپذیرد.طالب آملی ( از ارمغان آصفی ).
افسانه پذیرفتن. [ اَ ن َ / ن ِ پ َ رُ ت َ ] ( مص مرکب ) قبول کردن افسانه:
مجنون تو افسانه و افسون نپذیرد
با بیخردی پند فلاطون نپذیرد.طالب آملی ( از ارمغان آصفی ).
قبول کردن افسانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهرام بیضایی در کتاب هزارافسان کجاست؟ این نگرش را − که با برخوانی «اژدهاک» از خودش و با نوشتار علی حصوری در روزنامه کیهان در سهشنبه ۲۱ تیرماه ۱۳۵۶ آغاز شدهبود − پذیرفتنی نمییابد و آن را دنبالهٔ دگرگشتهای افسانه این بار به شکل «اژدهای شورشی» در روزگار نو میداند. پی آوردِ سوّم هزارافسان کجاست؟ با نام «اژدهای شورشی» این موضوع را به تفصیل میکاود.