اصلاح ناشدنی
مترادفها
اصلاحناپذیر، غیرقابل اصلاح
متضادها
اصلاحپذیر، قابل اصلاح
لغت نامه دهخدا
اصلاح ناشدنی.[ اِ ش ُ دَ ] ( ص لیاقت ) غیرقابل اصلاح. اصلاح ناپذیر.
فرهنگ فارسی
غیر قابل اصلاح اصلاح ناپذیر
جمله سازی با اصلاح ناشدنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نیکفر دین اسلام را دین تبعیضهای دینی و جنسی میداند و فمینیسم و برابرحقوقی جنسی را به عنوان بخشی از سکولاریسم در ایران میشناسد. تبیین او از سکولاریسم در ایران بسیار مورد توجه (و انتقادِ روشنفکران دینی) قرار گرفته. او سکولاریسم را دورهای مینامد که افراد خودشان هر دینی که دوست دارند را مطابق با میل خود طراحی میکنند. نیکفر از منتقدان روشنفکری دینی است و پروژهٔ اصلاح دینی در اسلام را ممتنع و ناشدنی میداند و در این باره گفته است که «شریعت اسلام فراموششدنی است، نه اصلاحشدنی».
💡 اشتباهات استراتژیک در مدیریت بحرانهای بزرگ اقتصادی میتواند منجر به آسیبهای مالی بسیار سنگین و گاهی اصلاح ناشدنی به ساختار کل نظام شود.
💡 تخریب محیط زیست و نابودی جنگلهای کهن، میتواند تغییراتی اصلاح ناشدنی در اکوسیستمهای طبیعی ایجاد کند که نسلهای آینده نیز با آن درگیر باشند.
💡 در برخی روابط انسانی، رفتارهای بیملاحظه و جریحهدار کردن اعتماد طرف مقابل، میتواند آسیبهایی ایجاد کند که در اکثر مواقع کاملاً اصلاح ناشدنی هستند.