ابن سلوم حلبی صالح بن نصرالله

دانشنامه اسلامی

[ویکی نور] «ابن سَلُّوم، صالح بن نصرالله حلبی»، پزشک معاصر سلطان محمد چهارم عثمانی است. وی را صالح افندی و حکیم باشی نیز می نامیدند.
او در حلب زاده شد و نزد دانشمندان آنجا به تحصیل پرداخت و به ویژه در آموختن طب سخت کوش بود. وی سرانجام رئیس پزشکان حلب شد و آن گاه به قسطنطنیه رفت و ضمن آشنایی با دانشمندان آن شهر، در مجالس درس تفسیر شیخ الاسلام یحیی مِنقَری حاضر می شد. سلطان محمد چهارم وی را که در میان دانشمندان قسطنطنیه نامور شده بود، به دربار خود خواند. لطافت طبع وی، سلطان را مجذوب و به خود نزدیک ساخت و سرانجام در 1066ق او را به ریاست پزشکان (حکیم باشی) قسطنطنیه گماشت.
او را مردی فاضل و مهربان وصف کرده و گفته اند از چنان لطافت طبعی برخوردار بود که وقتی دست بیماری را می گرفت، چنان اثر آرام بخشی در روحیه او می گذاشت که حتی از عهده شربت ها هم ساخته نبود، او بسیار هوشمند و بذله گو و شوخ طبع بود و در این زمینه از نوادر زمان خود به شمار می رفت. وی موسیقی دان بود و صدای خوش و طبع شعر نیز داشت و ابیاتی از او برجای مانده است. ابن سلوم تألیفاتی در علوم طبی به زبان ترکی دارد که به زبان عربی نیز ترجمه شده است. گفته اند وی نخستین کسی بود که به بیماری سیفلیس که آن را «الحب الافرنجی» (دانه فرنگی) نامیده، در کتاب خود «غایه الاتقان فی تدبیر بدن الانسان» اشاره کرده است. در این کتاب نخستین آثار نفوذ طب اروپایی در منابع ترکی مشهود است. در بخش 4 این کتاب، که «الطب الجدید الکیمیائی» نام دارد، طب دوره رنسانس در اروپا بیشتر بر اساس آثار پاراسلسوس- که ابن سلوم او را رئیس پزشکان خوانده- بیان شده است. وی نزد معاصرانش محبوبیت داشت و اشعاری توسط برخی از دوستان او- همچون عبدالباقی بن احمد سمان- در مدحش سروده شد.
او در سال 1081ق از دنیا رفت.
2- غایة البیان فی تدبیر بدن الانسان؛
3- غایة الاتقان فی تدبیر بدن الانسان؛

جمله سازی با ابن سلوم حلبی صالح بن نصرالله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به يك تن از مغنّيهاى متوكّل بياموخت و گفت كه برمتوكّل تغنّى كند. چون متوكّل آن اشعار را اصغاء نمود گفت: گوينده اين شعر كيست ؟ابراهيم گفت: محمّد بن صالح بن موسى الجون و بر ذمّت گرفت كه محمّد از اين پسخروج نكند، متوكّل او را رها ساخت لكن ديگر باره محمّد به مراجعت حجاز دست نيافت و در(سُرَّمَن رَاى ) به جنان جاويدان شتافت.

💡 (عن صالح بن عقبة قال سمعت العبد الصالح (ع )يقول يستحب غرامة الغلام فى صغره ليكون حليما فى كبره.) (349)

💡 بعد از كشته شدن محمّد و ابراهيم، عيسى به كوفه گريخت (چون ديگر نبرد مسلحانهبا تعداد اندك ياران اثر مثبتى نداشت ) و در خانه على بن صالح بن حى برادر حسن بنصالح مخفى شد، و دختر او را به عقد خويش در آورد و از آن زن دخترى پيدا كرد كه درزمان حيات پدر از دنيا رفت.(882)

💡 و در الدر المنثور است كه ابن سعد، از صالح بن كيسان، روايت كرده كه گفت: حجابهمسران رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در ذى القعدهسال پنجم از هجرت نازل شد.

💡 صالح بن بشر زاهد به نزد (مهدى ) (خليفه ) آمد. مهدى او را گفت: مرا پند ده ! گفت:آيا پيش از تو، پدر و عمويت در اين مجلس ننشستند؟ گفت: بلى ! گفت: آيا از آن هاكارهايى سر نزد كه بر ايشان اميد رستگارى بود؟ و كارهايى سر نزد كه بيم هلاك برآن ها مى رفت ؟ گفت: بلى. گفت: بنگر! در هر آن چه اميد رستگارى ست. آن را بگير! وهر آن چه را كه در آن بيم هلاك است، رهاكن !

الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز