رفوزه

مترادف‌ها

ضایعات، پسماند، زباله، پس‌مانده

لغت نامه دهخدا

رفوزه. [ رُ زِ ] ( فرانسوی، ص ) مردود «در امتحان ». ( فرهنگ فارسی معین ) ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به رفوزه شدن و رفوزه کردن شود.

فرهنگ معین

(رِ زِ ) [ فر. ] (اِمف. ) رد شده در امتحان.

فرهنگ عمید

ردشده، مردود در امتحان.

فرهنگ فارسی

ردشده، مردوددرامتحان
( صفت اسم ) مردود ( در امتحان )

ویکی واژه

رد شده در امتحان.

جمله سازی با رفوزه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با فاصله كم، بار ديگر را زدند، و پيام امام زمان عليه السلام را رساندند، او گفت:نمى آيم، در همين هنگام از خواب بيدار شد، ديد در گوشه مسجد، آلوده شده و از طرفىآفتاب زده و نمازش قضا گشته است، دو دستش را بر سرش كوبيد و گفت خاك بر سرم، هم در امتحان رفوزه شدم و هم نمازم قضا شد.

💡 چه بسا نوآموزانى در آغاز تحصيل كودن و نفهم به نظر مى رسند ولى بعدا در سنينمخصوصى نابغه مى شوند. پيداست، به حكم قوانين طبيعى، شكفتن ايت، گونهشايستگى شرائط ديگرى لازم داشت است. مى گويند اينشتين، دانشمند بزرگ و رياضىدان عصر حاضر، در كلاسهاى ابتدائى رفوزه مى شد، ولى او در محيطهاى مخصوصىقدرت دورنى خود را ابزار نمود.

💡 ايـن درست به گفتار شاگردان عقب افتاده و رفوزه اى مى ماند كه براى سرپوش نهادنبـر تـنـبـلى خـود مـى گـويـنـد مـا هـم اگـر معلم و استاد خوبى داشتيم از شاگردان رديفاول بوديم !

💡 مدیریت صحیح رفوزه و پسماندهای شهری یکی از چالش‌های اساسی در شهرهای بزرگ است که نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و استفاده از تکنولوژی‌های نوین می‌باشد.

💡 فرآیند بازیافت رفوزه می‌تواند منجر به حفظ منابع طبیعی و کاهش آلودگی‌های زیست‌محیطی شود، مشروط بر اینکه سیستم‌های جمع‌آوری به درستی عمل کنند.

💡 دولت‌ها باید با سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های مدیریت رفوزه، از تجمع زباله‌ها در مناطق مسکونی و بروز بیماری‌های مختلف جلوگیری کنند و سلامت عمومی را حفظ نمایند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران