بصار

لغت نامه دهخدا

بصار. [ ب ِ ] ( ع اِ ) ج ِ بَصْرَه یا بَصِرَه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). رجوع به بصرة شود.
بصار. [ ب ِ ] ( اِخ ) نام جد نصیربن دهمان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
بصار. [ ب ِ ] ( ع مص ) مباصرة. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مباصرة شود.

فرهنگ فارسی

مباصره

جمله سازی با بصار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آيات (45) تا (48): و اذكر عبدنا إ برهيم و إ سحق و يعقوب أ ولى الا يدى و الا بصار...

💡 طلعت بصاری در سال ۱۳۰۲ در بابل به دنیا آمد. وی چند کتاب در مسائل زنان دارد و در رشته زبان و ادبیات فارسی دکترا گرفته‌است.

💡 طلعت بصاری (قبله) (زاده ۱۳۰۲ – درگذشته ۲۸ شهریور ۱۳۹۹) شاعر، نویسنده، پژوهشگر، متخصص در شاهنامه و استاد دانشگاه ایرانی بود.

💡 خدای داده به بوطالب آن چنان پسری که خیره می شود از دیدن رخش بصار

💡 و اذكر عبدنا إ برهيم و إ سحق و يعقوب أ ولى الا يدى و الا بصار(45)

سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز