واژه «براء» در زبان عربی از ریشه «بَرَأَ» گرفته شده و در لغت به معنای پاک شدن، بیگناه بودن و بیزاری جستن از هرگونه عیب، آلودگی یا وابستگی ناپسند به کار میرود. این واژه هم به صورت مصدر و هم به شکل صفت استفاده میشود و در کاربردهای ادبی و دینی، بیشتر مفهوم پاکی کامل و دوری از آلودگیهای اخلاقی و معنوی را منتقل میکند. در منابع لغوی، «براء» گاهی به عنوان جمع «بریء» نیز آمده است و به معنای انسانهای سالم، پاک و رهایییافته از عیب یا بیماری است. در متون قرآنی و اسلامی، این واژه در مفهوم «تبری» نیز به کار میرود، یعنی دوری آگاهانه از باطل، گناه و هر چیزی که مخالف حق و حقیقت باشد. از نظر دستوری، «براء» به دلیل ماهیت مصدر بودن، در حالت مفرد و جمع و همچنین در مذکر و مؤنث به یک شکل به کار میرود و تغییر نمیکند. در معنای کلی، این واژه بیانگر پاکی روح، سلامت درون و جدا شدن از هر نوع آلودگی فکری، اخلاقی و عملی است. در ادبیات عرب، «براء» گاهی برای تأکید بر بیگناهی کامل یا قطع کامل رابطه با یک امر ناپسند استفاده میشود. به همین دلیل، این واژه صرفاً یک اصطلاح لغوی ساده نیست، بلکه دارای بار معنایی اخلاقی و دینی عمیقی است. در مجموع، این کلمه به معنای رسیدن به حالت کامل پاکی و بیزاری از هرگونه نقص، آلودگی و ناپاکی در ظاهر و باطن انسان است.
براء
لغت نامه دهخدا
( برآء ) برآء. [ ب ُ رَ ] ( ع اِ ) ج ِ بری ٔ. ( منتهی الارب ) ( ترجمان علامه جرجانی، ترتیب عادل بن علی )( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به بری شود.
براء. [ ب َ ] ( ع ص ) بی گناه. ( مهذب الاسماء ). || پاک و بیزار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). جمع و مفرد و مذکر و مؤنث در آن یکسان است. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || ( اِ ) نخست شب از ماه و گویند بازپسین شب. ( مهذب الاسماء ). نخستین شب یا نخستین روز از هر ماه یا پسین شب یا پسین روز از آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ابن البراء. ( منتهی الارب ). || ( مص ) پاک و بیزار شدن از عیب و وام ومانند آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
براء. [ ب ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ باری ٔ. به شدگان از بیماری. برٔیافتگان. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || ج ِ بری ٔ. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). پاکان ازچیزی و بیزاران. ( منتهی الارب ). رجوع به بری شود.
براء. [ ب َ ] ( اِخ ) ابن نوفل مکنی به ابوهنیده. رجوع به ابوهنیده شود.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] برآء. ریشه کلمه:
برء (۳۱ بار)
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
برء (۳۱ بار)
«براء» (بر وزن سوار) مصدر و به معنای «تبری» است; و در این گونه موارد معنای وصفی به طور مؤکد و مبالغه دارد (مانند زیدٌ عَدْلٌ) و چون مصدر است مفرد و جمع، مذکر و مؤنث در آن یکسان می باشد.
[ویکی فقه] براء (ابهام زدایی). براء ممکن است اسم برای اشخاص ذیل باشد: • براء بن مالک، از صحابه و سلحشوران صدر اسلام• براء بن عازب، از تیره خزرج، از شاخه های اَوْس• براء بن معرور انصاری، صحابی پیامبراکرم (صلّی اللّه علیه وآله وسلّم) • بشر بن براء انصاری، صحابی و انصاری
...
جمله سازی با براء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نـخـست مى فرمايد: (به خاطر بياور هنگامى كه ابراهيم به پدرش (عمويش آذر) و قومبـت پـرسـتـش گـفـت مـن از آنـچـه شـمـا مـى پـرسـتـيـد بـيـزارم )! (و اذقال ابراهيم لابيه و قومه اننى براء مما تعبدون ).