نعل وارونه

لغت نامه دهخدا

نعل وارونه. [ ن َ ل ِ ن َ / ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نعل باژگونه. نعل باشگونه. نعل وارون. نعل واژون. نعل دگرگون. نعل معکوس. نعل واژونه. کنایه از وسیله فریب دادن و گمراه ساختن دیگران:
نعل وارونه ست جام می ز ساقی خواستن
ورنه خوناب جگر پیمانه مارا بس است.صائب.- نعل وارونه زدن؛ رسم است که دزد در موقعی که بخواهد کسی نفهمد از کدام جا رفته است نعل وارونه به اسب خود می زند تا نشان پاهای اسب بعکس راهی که رفته است، افتد. جنگی ها هم در مقام خدعه جنگی چنین می کنند. ( از فرهنگ نظام ) ( از حاشیه دکتر معین بر برهان قاطع ). رد گم کردن. آن را که در تعقیب است گمراه ساختن و به جهت مخالف فرستادن. بخلاف واقع تظاهر کردن:
تا نشان سم اسبت گم کنند
ترکمانانعل را وارونه زن.قاآنی.

جمله سازی با نعل وارونه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نعل را وارونه بندد هر چه آن چابک سوار هم بلنداقبال تا در چنگش آرد پی زند

💡 تا نشان سمّ اسبت ‌گم‌ کنند ترکمانا نعل را وارونه زن

ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز