به معنای ثبوت وجوب قطعی حج بر عهدهی مکلف است؛ بدین معنا که اگر شخصی پس از فراهم شدن همهی شرایط وجوب حج، از انجام آن خودداری کند، حج بر ذمّهی او مستقر میگردد و احکام ویژهای بر آن مترتّب میشود. از جمله این احکام آن است که حتی با از بین رفتن شرایط استطاعت در آینده، انجام حج بر او واجب خواهد بود، و در صورتی که پیش از انجام آن از دنیا رود، واجب است از جانب او نایب گرفته شود تا حج به نیابت وی انجام شود. چنین وجوبی از دیدگاه فقیهان، وجوبی قطعی و غیر قابل تعویق است و ترک آن پس از تحقق شرایط، موجب گناه محسوب میشود.
در منابع فقهی امامیه و نیز در آرای فقیهان اهل سنت، مفهوم استقرار حج به شکلهای متفاوتی تبیین شده است. مشهور میان فقهای شیعه آن است که پس از تحقق استطاعت و فراهم بودن شرایطی چون سلامت، عقل، امنیت راه و امکان انجام مناسک، تأخیر در حج جایز نیست و مکلف باید در همان سال به ادای واجب اقدام کند. بر اساس احادیث معتبر در منابع امامیه، هر کس حج را پس از استطاعت به تأخیر اندازد، مرتکب معصیت گردیده است. در مقابل، در میان فقیهان اهل سنت دو دیدگاه عمده دیده میشود: گروهی وجوب حج را فوری دانستهاند و ترک آن را پس از استطاعت نادرست شمردهاند، در حالی که گروهی دیگر معتقد به جواز تأخیر یا «تراخی» هستند، مشروط بر آنکه قصد انجام حج در آینده محفوظ بماند.
در ارزیابی حدود زمان استقرار حج و استمرار شرایط استطاعت، دیدگاههای گوناگونی در فقه اسلامی ارائه شده است. بنا بر نظر مشهور فقهای امامیه، بقای استطاعت تا زمانی که انجام همه مناسک حج ممکن باشد ـ یعنی تا دوازدهم ذیحجه ـ ملاک استقرار حج است. برخی دیگر، ماندگاری شرایط تا زمانی که ارکان حج قابل انجام باشد را کافی میدانند و گروهی زمان امکان احرام و ورود به حرم را معیار تحقق استقرار حج دانستهاند. همچنین شماری از فقیهان، استمرار استطاعت را تا بازگشت حاجیان و نیز بقای عقل و حیات مکلف تا پایان مناسک شرط استقرار شمردهاند. این دیدگاه اخیر از سخنان برخی فقیهان شافعی نیز قابل استنباط است و نشاندهندهی دقت آنان در تعیین مرزهای زمانی و شرط بقای توانایی مکلف در انجام مناسک حج است.