لغت نامه دهخدا
چفته بالا. [ چ َ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) خمیده قد. کوژپشت. آنکه قامتی خمیده دارد. چفته پشت. چفته پیکر. چفته شکل:
چفته بالا و خسته رخسارند
کوفته مغز و سوخته جانند.مسعودسعد.رجوع به چفته و چفته پشت و چفته پیکر و چفته شکل شود.
چفته بالا. [ چ َ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) خمیده قد. کوژپشت. آنکه قامتی خمیده دارد. چفته پشت. چفته پیکر. چفته شکل:
چفته بالا و خسته رخسارند
کوفته مغز و سوخته جانند.مسعودسعد.رجوع به چفته و چفته پشت و چفته پیکر و چفته شکل شود.
خمیده قد. گوژ پشت. آنکه قامتی خمیده دارد. چفته پشت. چفته پیکر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک جهان را همه سرگشته و بالا چفته گوی و چو کان تو چون گوی چو چوگان کرده