شش ریث
لغت نامه دهخدا
شش ریث. [ ش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب ) اسم بیخ نباتی است که در دیرالغرباء بلاد مصر یافت می شود و ستبرتر از انگشتی و بیمزه و مایل به زردی و جهت استسقای زقی مجرب دانسته اند و گویند بدون کرب و مشقت اخراج زرداب می کند. ( تحفه حکیم مؤمن ) ( از مخزن الادویة ). شش دنب. شش رنب. رجوع به شش دنب شود.
فرهنگ فارسی
اسم بیخ نباتیست که در دیرالغربائ بلاد مصر یافت می شود و ستبرتر از انگشتی و بیمزه و مایل به زردی و جهت استسقای زقی مجرب دانسته اند و گویند بدون کرب و مشقت اخراج زرداب می کند.
جمله سازی با شش ریث
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مکمانوس پیش از این برای آبردین، فلیتوود تاون، گریناک مورتن، آلوآ اتلتیک، ریث روورز، دانفرملین اتلتیک، راس کانتی و فالکیرک بازی کرده است
💡 نخستوزیر استنلی بالدوین توسط ریث در جریان یک پخش سراسری در مورد اعتصابی که از خانه ریث انجام داده بود، هدایت میشد. وقتی رمزی مکدونالد در پاسخ از او درخواست کرد که یک برنامه پخش کند، ریث از این درخواست پشتیبانی کرد. با این حال، بالدوین «کاملاً مخالف پخش مکدونالد» بود و ریث این درخواست را رد کرد.
💡 اذا نحن رحنا کان ریث رواحنا مسیرة شهر و الغدوّ لآخر