بو اسحاق
لغت نامه دهخدا
بواسحاق. [ اِ ] ( اِخ ) بواسحق. ( آنندراج ). بوسحاق. ( برهان ) ( آنندراج ). طایفه ای باشند. ( برهان ). نام طایفه ای است ظاهراً آن طایفه شریر باشد یا مبغوض. ( آنندراج ). طایفه ای در نیشابور. ( ناظم الاطباء ). || نام کانی است از جمله کانهای فیروزه نیشابور که فیروزه آن را بواسحاقی وبواسحاق هر دو میگویند. ( برهان ). نام کان فیروزه. ( آنندراج ). نام یکی از کانهای فیروزه نیشابور. ( ناظم الاطباء ). رجوع به بواسحاقی و رجوع به فیروزه شود.
فرهنگ فارسی
بو اسحق ٠ بوسحاق ٠ طایف. باشند ٠ نام طایفه ایست ظاهرا آن طایفه شریر باشد یا مبغوض ٠ یا نام کانی است از جمل. کانهای فیروز. نیشابور که فیروز. آن را بو اسحاقی و بو اسحاق هر دو میگویند ٠
جمله سازی با بو اسحاق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اسحاق همراه تیم ملی در مسابقات بین المللی هوپس در کشور چین و مسابقات ویلیام جونز در کشور چین تایپه شرکت کرد.
💡 خانه محمد کریم خدام محمدی مربوط به دوره قاجار است و در شیراز، کوچه اسحاق بیگ، تاق حاج میرزا کریم صراف واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۷۱۱ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 در سيره ابن هشام ابن اسحاق مى گويد: در اين باب نام كسانى برده مى شود كه در روزحنين از سپاه اسلام كشته شدند.
💡 حشمتیه، روستایی از توابع بخش اسحاقآباد شهرستان زبرخان در استان خراسان رضوی ایران است.
💡 در مهر ۱۳۹۶، اسحاق جهانگیری معاون اول رئیسجمهور، پورمحمدی را به عنوان دبیر ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی منصوب کرد.
💡 870- به شرح حال اسحاق در تهذيب التهذيب ج 1، ص 240 مراجعه شود.