لغت نامه دهخدا
دست ورزی. [ دَ وَ ] ( حامص مرکب ) عمل دست ورز. پیشه داشتن کارها که با دست انجام پذیرد و با دست ساخته و مصنوع شود نه با ماشین. عمل صنعت دست. عمل صنعت یدی.
دست ورزی. [ دَ وَ ] ( حامص مرکب ) عمل دست ورز. پیشه داشتن کارها که با دست انجام پذیرد و با دست ساخته و مصنوع شود نه با ماشین. عمل صنعت دست. عمل صنعت یدی.
اشتغال به کارهایی که با دست انجام داده می شود، عمل دست ورز.
عمل دست ورز. عمل صنعت دست عمل صنعت یدی.، پیشه کردن کارهایی که با دست انجام داده شود.
دست وَرزی (chiropractic)در پزشکی جایگزین، روش دست کاری ستون مهره ها و دیگر بخش های بدن. در این روش، بیماری های جسمی را ناشی از اختلال عملکرد دستگاه عصبی می دانند و معتقدند با دستکاری اصلاح می شود. در دهۀ ۱۸۹۰، دانیل دیوید پالمر، پزشک امریکایی، این روش را توسعه داد. امروزه، درمانگرهای رسمی از این روش بسیار استفاده می کنند، هر چند هنوز سودمندی این روش در پزشکی سنتی، جز در درمان بیماری های کمر، پذیرفته نشده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مطالعه این مراحل متمایز شامل استفاده و دست ورزی در مفاهیم اساسی به منظور درک پویایی فرایند است. به همین دلیل، برای درک کامل سینتیک یک دارو، شناخت دقیق تعدادی از عوامل مانند: خواص موادی که به عنوان مواد کمکی عمل میکنند، ویژگیهای غشاهای بیولوژیکی مناسب و روشی که مواد میتوانند از آنها عبور کنند یا ویژگیهای واکنشهای آنزیمی که دارو را غیرفعال میکنند، لازم است.
💡 یک توصیف کامل برای Bio-MEMS میتواند این باشد: علم و تکنولوژِی برای دست ورزی در مقیاس میکرومتری برای کاربردهای بیولوژِیکی و شیمیایی که ممکن است شامل عملکردهای الکترونیکی و مکانیکی باشند یا نباشند.