معاجز

لغت نامه دهخدا

معاجز.[ م ُ ج ِ ] ( ع ص ) عاجزکننده یا کینه دارنده و منه قوله تعالی والذین سعوا فی آیاتنا معاجزین؛ ای یعاجزون الانبیاء و اولیاء اﷲ ای یقاتلونهم و یمانعونهم لیصیروهم الی العجز عن امراﷲ تعالی او معاندین مسابقین اوظانین انهم یعجزوننا. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ج، معاجزون و معاجزین: و الذین سعوا فی آیاتنا معاجزین اولئک لهم عذاب من رجز الیم. ( قرآن 5/34 ). والذین یسعون فی آیاتنا معاجزین اولئک فی العذاب محضرون. ( قرآن 38/34 ).

جمله سازی با معاجز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و اما اماميه: پس ايشان در باب معاجز رسول خدا و ائمه هدى صلوات اللّه عليهم نظيرحكايت مزبوره از اين جهت اخبار بسيارى نقل نمودند، چنانچه سابقا اشاره شد. بلكه اخباربسيارى كه متواتر است به حسب معنى نقل نموده اند كه در طرف مشرق و مغرب، دو شهرعظيم است كه يكى را جابلسا گويند و ديگر را جابلقا. بلكه شهرهاى متعدده و اينكهاهل آن شهرها ازانصار قائم عليه السلام هستند و با آن جناب خروج مى كنند و بر اصحابسلاح سبقت مى جويند و پيوسته از خداى تعالى مساءلت مى كنند كه ايشان را از انصاردين خود قرار دهد و اينكه ائمه عليهم السلام در اوقات معيّنه نزد ايشان مى رفتند و معالمدين به آنها مى آموختند و علوم و حكمت حقّه الهيه به ايشان تعليم مى كردند.

💡 ديگر از معاجز و كرامات حضرت اميرالمومنين على بن ابيطالب عليه السلام سير دادنجناب سلمان در هوا مى باشد: در جلد نهم بحار (طبع كمپانى ) روايتى آمده كه خلاصه اشاين است: سلمان گويد از حضرت اميرالمومنين على بن ابيطالب عليه السلام تقاضاىمعجزه اى نمودم، آن مظهر العجائب اجابت فرمود،داخل خانه شد و پس بيرون آمد در حالى كه لباسى سفيددر بر و قلنسوه اى سفيد برسر داشت و سوار اسب ادهمى آمد رو به من فرمود. آنگاه قنبر را ندا كرد اسب ادهمى آورد وبه آن فرمود: سوار شود يا اباعبدالله. همين كه سوار شدم، صيحه اى به اسبها زد،به هوا برخاستند و سير كردند. مرا از درياها عبور داد و در جزيره ها گردانيد و مناظرعاليه و بعض عجايب خلقت را نشانم داد. به اعجاز وى در جزيره ناقه اى ظاهر شد، ازشير آن آشاميدم كه از عسل شيرين تر بود.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز