سرخ مرد

لغت نامه دهخدا

سرخ مرد. [ س ُ م َ ] ( اِ مرکب ) نازک بدن است و آن رستنیی باشد که برگش به برگ بستان افروز ماند و ساق آن سرخ و خوش آینده بود. ( برهان ) ( آنندراج ) ( جهانگیری ):
چه شک آنجا که آن سرخار شد پست
دمد گر سرخ مرد از خاک پیوست.امیرخسرو دهلوی ( از آنندراج ).سرخک. رجوع به سرخک شود.

فرهنگ فارسی

نازک بدن است

جمله سازی با سرخ مرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز سرها و تن ها زمین نبرد شده پشته شلغم و سرخ مرد

یخ زده یعنی چه؟
یخ زده یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز