درویش نوازی
مترادفها
بخشندگی، سخاوت، فقر نوازی
متضادها
درویشستیزی
لغت نامه دهخدا
درویش نوازی.[ دَرْ ن َ ] ( حامص مرکب ) عمل درویش نواز. اکرام و انعام کردن و نواختن درویش را. درویش داری:
به جوانمردی و درویش نوازی مشهور
به توانگردلی و نیک نهادی مشهود.سعدی.
فرهنگ فارسی
عمل درویش نواز اکرام و انعام کردن و نواختن درویش را درویش داری
جمله سازی با درویش نوازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به جوانمردی و درویش نوازی، مشهور به توانگردلی و نیک نهادی، مشهود