بی خطایی

لغت نامه دهخدا

بی خطایی. [ خ َ ] ( حامص مرکب ) حالت و کیفیت بی خطا. خطا نکردن. اشتباه نکردن:
چون کز تو وفاست بیوفایی
پیش تو خطاست بیخطایی.نظامی.

فرهنگ فارسی

حالت و کیفیت بی خطا ٠ خطا نکردن ٠ اشتباه نکردن ٠

جمله سازی با بی خطایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا که مهر مهرم از درج وفا برداشتی بی خطایی از چه رو راه خطا برداشتی

💡 بی خطایی دور راند این چه طبع بی گناهی خشم گیرد این چه خوست

💡 چون دلت می دهد ای سنگدل عهد شکن بی خطایی که ازین غمزده دل برداری

💡 بنده‌ام گر بی‌گناهی می‌کشد راضیم گر بی خطایی می‌زند

دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز