لغت نامه دهخدا
بلیت فروشی. [ ب ِ ف ُ ] ( حامص مرکب ) عمل بلیت فروش. بلیطفروشی. || ( اِ مرکب ) جای فروش بلیط.
بلیت فروشی. [ ب ِ ف ُ ] ( حامص مرکب ) عمل بلیت فروش. بلیطفروشی. || ( اِ مرکب ) جای فروش بلیط.
عمل بلیت فروش. بلیط فروشی. یا جای فروش بلیط.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایستگاه ورزشگاه آزادی در خط ۵ مترو سه شنبه اول آبان ۹۷ در مسابقه فوتبال بین تیمهای پرسپولیس و السد قطر در مجموع رفت و برگشت پذیرای ۶۵ هزار تماشاگر فوتبال بود. تمام بلیتهای این دیدار به صورت اینترنتی و تنها پس از گذشت کمتر از ۷ ساعت از شروع بلیت فروشی، تمام بلیتها فروخته شد.
💡 بلیت فروشی این مسابقات از طریق وب سایت رسمی مسابقات امکانپذیر میباشد.