لغت نامه دهخدا
بخشای. [ ب َ ] ( نف ) بخشنده و شفقت کننده. ( ناظم الاطباء ). بخشا. و رجوع به بخشا شود.
بخشای. [ ب َ ] ( نف ) بخشنده و شفقت کننده. ( ناظم الاطباء ). بخشا. و رجوع به بخشا شود.
بخشنده و شفقت کننده بخشا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بخشای بر آن مرغ که خونش گه بسمل بر خاک بریزند و طپیدن نگذارند
💡 بخشای جرم ما به علی اکبر حسین جد و برادر و پدر و مادر حسین
💡 کف او چون به بخشش آرد رای تو جهانبخش و بر جهان بخشای
💡 نه پرسی از کسی نام و نشانم نه بخشایی برین خسته روانم
💡 اگر توقعِ بخشایشِ خدایت هست به چشمِ عفو و کرم بر شکستگان بخشای
💡 به لطف خویش خدا را ببخش و بنوازم که وقت بنده نوازی و بنده بخشایی ست