لغت نامه دهخدا
باولی. [ وَ ] ( ص نسبی ) منسوب به باول که شهری است که جامه ابریشمی در آنجا خوب بافند. ( از غیاث اللغات ). همان بابلی است. ( آنندراج ).
باولی. [ وَ ] ( ص نسبی ) نوعی از بافته های زربفت و ابریشمین منسوب به باول:
قباهای خاص از پی هر کسی
قبا باولیهای زرکش بسی.نظامی.
باولی. [ وَ ] ( اِ ) مرغی که پروبال کنده پیش باز و قوش نوآموخته اندازند که به شکار دلیر شود. ( یادداشت مؤلف ).