باولی

لغت نامه دهخدا

باولی. [ وَ ] ( ص نسبی ) منسوب به باول که شهری است که جامه ابریشمی در آنجا خوب بافند. ( از غیاث اللغات ). همان بابلی است. ( آنندراج ).
باولی. [ وَ ] ( ص نسبی ) نوعی از بافته های زربفت و ابریشمین منسوب به باول:
قباهای خاص از پی هر کسی
قبا باولیهای زرکش بسی.نظامی.
باولی. [ وَ ] ( اِ ) مرغی که پروبال کنده پیش باز و قوش نوآموخته اندازند که به شکار دلیر شود. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

مرغی است که بال و پر آنرا کنده باشند و پیش باز اندازند تا شکار بیاموزد

دانشنامه عمومی

شهر باولی ( به روسی: Бавлы ) در کشور روسیه و در جمهوری تاتارستان واقع شده است.

جمله سازی با باولی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باولی که ازل را براو تقدم نیست بآخری که ازو قاصرست جاویدان

💡 جلالی از طوایف باولی، شوسنی، کمبری و شاه نظری تشکیل شده‌است. بیژنی از طوایف بیژنی، غیبی، ویسی، بتلی، بالیاوی، کهرلی، بلواسی، تاکائیدی، شه مصیری و مشهدی محمدی تشکیل شده‌است.

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز