لغت نامه دهخدا
گرد و قلنبه. [ گ ِ دُ ق ُ لُم ْ ب َ / ب ِ ] ( ص مرکب ) گرد و غلنبه. میانه بالای فربه. چاق و چله. خپل. و رجوع به گرد و غلنبه شود.
گرد و قلنبه. [ گ ِ دُ ق ُ لُم ْ ب َ / ب ِ ] ( ص مرکب ) گرد و غلنبه. میانه بالای فربه. چاق و چله. خپل. و رجوع به گرد و غلنبه شود.
(گِ دُ. قُ لُ بِ ) (ص مر. ) کوتاه و چاق.
کوتاه و چا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز بس برهم آمیخته مشک و می بر اسبان شده غالیه گرد و خوی
💡 وَ یَطُوفُ عَلَیْهِمْ و میگردد بر سر ایشان غِلْمانٌ لَهُمْ غلامان ایشان، کَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَکْنُونٌ (۲۴) گویی که ایشان مرواریدند از گرد و آلایش کوشیده.