گرد و قلنبه

لغت نامه دهخدا

گرد و قلنبه. [ گ ِ دُ ق ُ لُم ْ ب َ / ب ِ ] ( ص مرکب ) گرد و غلنبه. میانه بالای فربه. چاق و چله. خپل. و رجوع به گرد و غلنبه شود.

فرهنگ معین

(گِ دُ. قُ لُ بِ ) (ص مر. ) کوتاه و چاق.

ویکی واژه

کوتاه و چا

جمله سازی با گرد و قلنبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز بس برهم آمیخته مشک و می بر اسبان شده غالیه گرد و خوی

💡 وَ یَطُوفُ عَلَیْهِمْ و میگردد بر سر ایشان غِلْمانٌ لَهُمْ غلامان ایشان، کَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَکْنُونٌ (۲۴) گویی که ایشان مرواریدند از گرد و آلایش کوشیده.

💡 آن مجسمه قدیمی که در گوشه باغچه قرار داشت، شکلی گرد و قلنبه داشت و به نظر می‌رسید که از سنگ‌های صیقلی و بزرگ ساخته شده باشد.

💡 او با وجود جثه گرد و قلنبه خود، توانایی بسیار بالایی در انجام حرکات ورزشی سنگین داشت که باعث تعجب بسیاری از مربیان و تماشاگران می‌شد.

💡 در آن داستان فانتزی، موجودی عجیب و گرد و قلنبه با چشمانی درخشان از میان جنگل‌های تاریک بیرون آمد و به سمت مسافران حرکت کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران