کوته زندگانی
مترادفها
عمر کوتاه، زندگی کوتاه
متضادها
طول عمر، زندگی طولانی
لغت نامه دهخدا
کوته زندگانی. [ ت َه ْ زِ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) کوتاه زندگانی. کوتاه عمر. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ):
ولیکن رادمردان جهاندار
چو گل باشند کوته زندگانی.دقیقی.هرکه به محل رفیع رسید، اگرچه چون گل کوته زندگانی بود عقلا آن را عمری دراز شمرند. ( کلیله و دمنه ). رجوع به کوتاه زندگانی شود.
فرهنگ فارسی
کوتاه زندگانی. کوتاه عمر
جمله سازی با کوته زندگانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تا کی کلیم خواهی عمر دراز از ایزد کوته چرا نخواهی آزار زندگانی
💡 عمر کوته می شود از دستگیری پایدار در بساط زندگانی خضر از آن جاوید ماند
💡 و لیکن راد مردان جهاندار چو گل باشند کوته زندگانی
💡 مردن اندر کوی عشق از زندگانی خوشتر است تا نمیری دست مهرش کوته از دامن مکن
💡 فکر عمری کن، اگر کوته نمیسازی امل کز برای این امل این زندگانی ها کم است
💡 شاعر در اشعار خود بارها به موضوع کوته زندگانی و گذرا بودن لذتهای دنیوی اشاره کرده است تا انسانها را به یاد خدا بیاورد.
💡 در مواجهه با عظمت طبیعت و ستارگان، انسان ناخودآگاه به موضوع کوته زندگانی خود و بیاهمیت بودن مشکلات کوچک روزمره فکر میکند.
💡 فلسفه بسیاری از کتابهای باستانی بر این پایه استوار است که به دلیل کوته زندگانی، باید از فرصتهای موجود برای انجام کارهای نیک استفاده کرد.