کوتاه زندگانی
مترادفها
عمر کوتاه، زندگی کوتاه
متضادها
طول عمر
لغت نامه دهخدا
کوتاه زندگانی. [ زِ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) کم عمر. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به کوته زندگانی شود.
فرهنگ فارسی
کم عمر
جمله سازی با کوتاه زندگانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اگر فردا بخواهد رفت با شاه حدیث زندگانی گشت کوتاه
💡 در سوزن او عمر تو کوتاه چراست نه غسل به آب زندگانی کردی؟
💡 عارفان همواره بر کوتاهی زندگانی و لزوم آمادگی برای جهان باقی تأکید میکنند و میگویند که نباید فریب لذتهای گذرا و ناپایدار را خورد.
💡 در برابر عظمت ستارهها و کهکشانها، انسان به خوبی درک میکند که چقدر کوتاه زندگانی او در پهنه بیکران و بیکران این جهان هستی است.
💡 شعرهای کلاسیک فارسی غالباً بر مفهوم کوتاه زندگانی تمرکز دارند تا مخاطب را به تفکر عمیق درباره ارزش واقعی زمان و فرصتهای زندگی وادارد.