لغت نامه دهخدا
کوتاه فکر. [ ف ِ ] ( ص مرکب ) کوتاه اندیش. رجوع به کوتاه اندیش شود.
کوتاه فکر. [ ف ِ ] ( ص مرکب ) کوتاه اندیش. رجوع به کوتاه اندیش شود.
کوتاه اندیش
💡 ایا رفیع مکانی که از بلندی قدر ز مدحت تو بود دست فکر ما کوتاه
💡 بیدل از غنچهگرفتم سبق زانوی فکر بود کوتاهی دامن به گریبان مددی
💡 ز عالم فارغ آمد جان قاسم بلندان را نباشد فکر کوتاه