چراغ کردن

لغت نامه دهخدا

چراغ کردن. [ چ َ / چ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مرادف چراغ برافروختن. ( آنندراج ). روشن کردن چراغ. ( ارمغان آصفی ):
پیش تو آفتاب نتوان جست
روزِ روشن، چراغ نتوان کرد.میرخسرو ( از آنندراج ).|| بدولت رسیدن. || خاموش کردن چراغ. ( ارمغان آصفی ). || چراغ ساختن. چراغ درست کردن. رجوع به چراغ ساختن شود.

فرهنگ فارسی

مرادف چراغ بر افروختن. روشن کردن چراغ. یا بدولت رسیدن. یا خاموش کردن چراغ.

جمله سازی با چراغ کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برخی از جکوزی‌های مدرن دارای تجهیزات و امکاناتی مانند ماساژِر، سیستم تزریق گاز ازن به منظور استرلیزه کردن آب، چراغ‌های زیر آب، چراغ‌های پس‌زمینه، صفحه کنترل کامپیوتری، رادیو، اسپیکر ضدآب، ریموت کنترل و بالشتک زیرسری می‌باشند.

💡 هفته بعد در راو رندی رالینز را برای یک مسابقه تک به تک در رسلمنیا چلنج کرد رالینز این چلنج را به شرطی که رندی امشب در راو با وی مسابقه دهد قبول کرد. در مسابقه این دو رالینز همراه با تمام اعضاء سازمان (آتورتی) وارد شد و قصد حمله کردن به اورتن را داشتند که چراغ‌های سالن خاموش شد و استینگ (که با لیدر سازمان تریپل اچ در رسلمنیا مسابقه داشت) وارد شد و به کمک اورتن شتافت و اعضاء سازمان نا موفق مانند.

💡 این سنت از این باور سنتی مالایی‌ها سرچشمه می‌گرفت که در شب قدر، فرشتگان و روح القدس در خانه‌هایی که در آن نور وجود دارد، فرو می‌آیند؛ البته امروزه چنین باوری وجود ندارد و روشن کردن چراغ‌های نفتی صرفاً جنبه تزیینی دارد.

دیشلمه یعنی چه؟
دیشلمه یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز