لغت نامه دهخدا
نخ قند. [ ن َ خ ِ ق َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قسمی نخ محکم که از الیاف کنف سازند و چون سابقاً آن را دور کله های قند می پیچیدند به نخ قند یا نخ قندی شهرت یافته است.
نخ قند. [ ن َ خ ِ ق َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قسمی نخ محکم که از الیاف کنف سازند و چون سابقاً آن را دور کله های قند می پیچیدند به نخ قند یا نخ قندی شهرت یافته است.
قسمی نخ که از الیاف کنف سازند و چون سابقا آنرا دور کله های قند می پیچیدند به نخ قند یا نخ قندی شهرت یافته.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیش دیابت وضعیتی است؛ که در آن اگرچه قند خون تاحدودی بالاست، ولی بیمار همۀ ملاکهای دیابت را ندارد.
💡 در ترکیب رواکوتان قند، گلوتن، ترترزین و دیگر رنگهای شیمیایی بهکار نرفتهاست.
💡 یک روز قند و بافته این مملکت نداشت امروز قند و بافته در مملکت پر است
💡 مرا گوید که درد ما به از قند است و از حلوا تو را صرع است یا سودا کس از حلوا کند افغان
💡 دانشمندان غذاشناس مى گويند: قند فراوانى كه در خرما وجود دارد از سالمترين قندها استكه حتى در بسيارى از موارد، مبتلايان به بيمارى قند نيز مى توانند از آن استفاده كنند.
💡 شکرم مده چو طوطی سخنی بگو از آن لب که من از لب تو مستم چه مذاق قند دارم