معاف داشتن

لغت نامه دهخدا

معاف داشتن. [ م ُ ت َ ] ( مص مرکب ) عفو کردن. بخشودن. بخشیدن. معاف کردن: شیر گفت از این مدافعت چه فایده که البته ترا معاف نخواهم داشت. ( کلیله و دمنه ).
همه وقت عارفان را نظر است دیگران را
نظری معاف دارند و دوم روا نباشد.سعدی.گر بکشد و گر معاف دارد
در قبضه او چو من زبون نیست.سعدی.من از تو پیش که نالم که در شریعت عشق
معاف دوست بدارند قتل عمدا را.سعدی.در جواب این غزل گستاخ اگر پیش آمده ست
قاسم انوار خواهد داشت صائب را معاف.صائب.ز عناب اگر داشت خود را معاف
نگردد چومی خون ز گلنار صاف.ملاطغرا ( از آنندراج ذیل معافة ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - بخشودن عفو کردن: شیر گفت از این مدافعت چه فایده که البته ترا معاف نخواهم داشت. ۲- رها شدن.

جمله سازی با معاف داشتن

💡 گریزگاه مالیاتی که بهشت مالیاتی نیز خوانده شده، به کشور، ایالت یا منطقه‌ای اطلاق می‌شود، که سرمایه‌گذاران با داشتن حساب‌های بانکی و شرکت، از مالیات معاف بوده یا مالیات بسیار ناچیزی پرداخت می‌کنند.

💡 و اما نژادهايى كه چنين استعدادى ندارند از اين گونه كارها معاف باشند و در عوضكارهاى زمخت بدنى و شبه حيوانى كه ظرافت فكر و ذوق و انديشه نمى خواهد به آنهاسپرده شود. ارسطو كه در باب اختلاف نژادها چنين نظريه اى داشت، به هميندليل، برخى نژادها را مستحق برده داشتن و برخى ديگر را مستحق برده شدن مى دانست.

افتخار یعنی چه؟
افتخار یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز