قاضی ضیاءالدین

لغت نامه دهخدا

قاضی ضیاءالدین. [ ئُدْ دی ] ( اِخ ) نوراﷲ ولد قاضی درویش محمدبن خواجه شکراﷲ وزیر و برادرزاده قاضی عیسی بود و در ایام حکومت امیرخان در هرات متکفل منصب قضاء شد و چند سال در کمال دیانت به لوازم آن قیام نمود. وی از اقسام فضائل و کمالات بهره تمام داشت و به جودت طبع و لطافت ذهن موصوف بود. اشعاری دلفریب دارد و در انشاء مکاتیب بی نهایت بلیغ است و از کمک و مساعدت ابناء نوع دریغ ندارد. وی در اوائل شعبان سال 927 هَ. ق. وفات یافت و در گازرگاه مدفون گردید و مدت عمرش شصت سال بود. ( حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 610 ).

جمله سازی با قاضی ضیاءالدین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مولانا لاهوری با این استدلال که در لاهور آشنایی ندارد، درخواست کرد به ایالت سِند منتقل شود، اما دولت موافقت نکرد؛ ایشان پس از تلاش فراوان نام مولانا قاضی ضیاءالدین (از دانش‌آموختگان دارالعلوم دیوبند و مدیر دبیرستان اسلامی گوجرانواله) را به یاد آورد که آن روزها در لاهور مقیم بود.

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز