لغت نامه دهخدا
فندق زنان. [ ف َ دُ زَ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) در حال فندق زدن. در حال بشکن زدن:
فلک فندق زنان در عهد پیری
به صیتش رقص دوران مینماید.شرف شفروه ( از آنندراج ).
فندق زنان. [ ف َ دُ زَ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) در حال فندق زدن. در حال بشکن زدن:
فلک فندق زنان در عهد پیری
به صیتش رقص دوران مینماید.شرف شفروه ( از آنندراج ).
بشکن زنان.
( صفت ) در حال فندق زدن: فلک فندق زنان در عهد پیری بصیتش رقص دوران می نماید ( شرف شفروه رشیدی بها )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ادبیات فارسی به زنان زیبا گفته میشود که بینی فندق مانند دارند. در جامعه عربی قرون وسطی، یکی از مؤلفههای آرمان زیبایی زنان این بود که زنان بینیهای راست و ظریف داشته باشند. در ادبیات یهودی خاخامها، خاخامها بینی ظریف را بهترین نوع بینی برای زنان میدانستند. در ژاپن و در دوره ادو، یکی از مؤلفههای ایدئال زیبایی زنان این بود که زنان دارای بینیهای بلند راست و نه «خیلی بلند» باشند.