شنگل و منگل
مترادفها
آشفتگی، بینظمی، هرج و مرج
لغت نامه دهخدا
شنگل و منگل. [ ش َ گ ُ ل ُ م َ گ ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) شنگ و مشنگ هر دو به یک معنی. دزد و راهزن. ( لغت فرس اسدی ). نام دزدان. ( حاشیه ٔلغت فرس اسدی ). نام دو حرامی چون شنگ و مشنگ. ( یادداشت مؤلف ). و در حکایتی که زنان کودکان خرد را گویند نام دو بزغاله که مادر آنان به صحرا رفته بود و گرگ بیامد و هر دو را بخورد و بز چون بازگشت گرگ را به مبارزت طلبید و با شاخ شکم او بدرید و دو فرزند او از شکم گرگ بیرون جستند. ( یادداشت مؤلف ). شنگ و مشنگ و شنگل و منگل این همه دزدان باشند. ( حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ). نام دو دزد معروف. ( فرهنگ شعوری ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) دزد و راهزن.
جمله سازی با شنگل و منگل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ازو شادمان شنگل و دل به غم گهی تازهروی و زمانی دژم
💡 ببینم سرافراز کاموس را برابر کنم شنگل و طوس را