شنگل و منگل

مترادف‌ها

آشفتگی، بی‌نظمی، هرج و مرج

لغت نامه دهخدا

شنگل و منگل. [ ش َ گ ُ ل ُ م َ گ ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) شنگ و مشنگ هر دو به یک معنی. دزد و راهزن. ( لغت فرس اسدی ). نام دزدان. ( حاشیه ٔلغت فرس اسدی ). نام دو حرامی چون شنگ و مشنگ. ( یادداشت مؤلف ). و در حکایتی که زنان کودکان خرد را گویند نام دو بزغاله که مادر آنان به صحرا رفته بود و گرگ بیامد و هر دو را بخورد و بز چون بازگشت گرگ را به مبارزت طلبید و با شاخ شکم او بدرید و دو فرزند او از شکم گرگ بیرون جستند. ( یادداشت مؤلف ). شنگ و مشنگ و شنگل و منگل این همه دزدان باشند. ( حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ). نام دو دزد معروف. ( فرهنگ شعوری ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) دزد و راهزن.

جمله سازی با شنگل و منگل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ازو شادمان شنگل و دل به غم گهی تازه‌روی و زمانی دژم

💡 ببینم سرافراز کاموس را برابر کنم شنگل و طوس را

💡 اگر همیشه اتاق خود را به صورت شنگل و منگل رها کنی، پیدا کردن وسایل مورد نیازت در مواقع ضروری بسیار دشوار و خسته‌کننده خواهد بود.

💡 مدیریت کردن یک شرکت بزرگ با چنین سیستم اداری شنگل و منگلی، تقریباً غیرممکن است و باعث ضرر مالی و از دست رفتن اعتماد مشتریان می‌شود.

💡 او همیشه سعی می‌کند برنامه‌های زندگی خود را منظم نگه دارد تا از حالت شنگل و منگل خارج شده و بتواند به اهداف تعیین شده برسد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران