لغت نامه دهخدا
روزنه سر.[ رَ / رُو زَ ن َ / ن ِ س َ ] ( اِ مرکب ) هدهد و شانه بسر. ( ناظم الاطباء ). روزنک سر. رجوع به روزنک سر شود.
روزنه سر.[ رَ / رُو زَ ن َ / ن ِ س َ ] ( اِ مرکب ) هدهد و شانه بسر. ( ناظم الاطباء ). روزنک سر. رجوع به روزنک سر شود.
هدهد و شانه سر
💡 15. «تأمّلاتی در اصول و روش ترجمۀ اشعار صوفیانۀ فارسی»، فصلنامۀ مترجم، مشهد، 1380، شمـ 34 (تجدید چاپ در کیمیا، تهران، انتشارات روزنه، 1382، ج 5).
💡 غمخانهٔ دل بی تو چرا تیره نباشد؟ کارش همه، با روزنه ی دیده ی تار است
💡 صادق گفت: تا صادق میگفتی کاذب بودی. اکنون آن روزنه را نگاه دارد که جهان خدای بدانجا فروست.
💡 در سیاست آن چنان غالب که بندد فکرتش در قلوب خلق بر اندیشه بد روزنه
💡 مکن ازداغ شکایت که ازین روزنه ها می رسد پرتو خورشید به کاشانه عشق
💡 این کتاب برای اولین بار در سال ۱۳۹۲ توسط رضا علیزاده و انتشارات روزنه به فارسی ترجمه شدهاست.