لغت نامه دهخدا
بلبله گوش. [ ب َ ب َ ل َ / ل ِ ] ( ص مرکب ) با گوش دراز آویخته. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). بله گوش. و رجوع به بلبلی و بلبلی گوش شود.
بلبله گوش. [ ب َ ب َ ل َ / ل ِ ] ( ص مرکب ) با گوش دراز آویخته. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). بله گوش. و رجوع به بلبلی و بلبلی گوش شود.
با گوش دراز آویخته. بله گوش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دو دیده به خوبان مشکین کله به بلبل دو گوش و به کف بلبله
💡 خیز چون در چمن افتاد ز بلبل غلغل قلقل بلبله را یک نفسی گوش کنیم
💡 او بلبله بر دست و خرد سلسله در پای او غالیه بر گوش و رهی غاشیه بر دوش
💡 مست شبانه در چمن جلوهکنان چو شاخ گل گوش به بلبل سحر خواسته جام و بلبله
💡 شو گوش خرد برکش چون طفل دبستانی تا پیر مغان بینی در بلبله گردانی
💡 شو گوش خرد برکش، چون طفل دبستانی تا پیر مغان بینی در بلبله گردانی