الزام عقلی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] به حکم عقل به ضرورت فعل یا ترک عمل الزام عقلی می گویند.
الزام عقلی، از اقسام احکام الزامی و مقابل الزام شرعی است و به معنای ضرورت عقلیِ (لابدیت عقلیِ) مقابل امتناع و امکان می باشد، چه این ضرورت در ناحیه انجام مطلوب باشد ( وجوب عقلی) و چه در ناحیه ترک مبغوض ( حرمت عقلی )، مثل: حکم عقل به حسن عدل و قبح ظلم.

جمله سازی با الزام عقلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قاسم، با استفاده از روش الزام خصم، به رد نظریه وصایت رافضیان می‌پردازد. او موروثی بودن امامت به اعتقاد رافضیان را در مغایرت با این حقیقت می‌داند که جانشین امام حسن نه پسرش بلکه برادرش امام حسین بود و نیز مغایر با معیارهای کمال عقلی و تقوا می‌داند. مادلونگ ردیه قاسم بر نظریه وصیت را در تضاد با دلیل او بر ضرورت نصب امام می‌داند: «قطعاً قاسم از این راه، دلیل خود بر اثبات امامت را تضعیف می‌کند. او خودش ضرورت امامت را بر اساس این سخن بنا نهاد که خالق حکیم نمی‌تواند مردم را بدون فراهم کردن معلمی که فرمان‌های الاهی را بشناسد، رها کند. در اینجا نقض نظریه امامت قاسم آشکار می‌شود». بنیامین ابراهیم اف این ادعای مادلونگ را قابل نقد می‌داند، زیرا می‌گوید قاسم در هیچ جا از آثارش نگفته «خالق حکیم نمی‌تواند مردم را بدون معلمی که دستورات خدا را بشناسد رها کند» بلکه به روشنی می‌گوید جامعه به معلمی نیاز دارد که مردم با توجه نشانه‌های خاصش او را بشناسند. او امامان را به سه دسته پیامبران، اوصیاء و امامان تقسیم می‌کند. او معتقد است زمانهایی وجود داشته که جامعه بدون رهبری این سه دسته سپری کرده‌است.