ابن دهان

لغت نامه دهخدا

ابن دهان. [ اِ ن ُ دَهَْ ها ] ( اِخ ) نام طبیبی بزرگ و مترجم و ناقل از کتب هند. او از اطبای بیمارستان برامکه بوده است. ( لکلرک ). ظاهراً مراد ابن دُهن است که ابن الندیم ترجمه ٔاو را در الفهرست آورده است. رجوع به ابن دهن شود.
ابن دهان. [ اِ ن ُ دَهَْ ها ] ( اِخ ) حسن بن محمدبن علی بن رجاء، ابومحمد. لغوی معتزلی. مردی فقیر و ژنده پوش و ژولیده گونه بوده و در سال 447 هَ.ق. درگذشته است.
ابن دهان. [ اِ ن ُ دَهَْ ها ] ( اِخ ) ناصرالدین ابومحمد سعیدبن مبارک بن علی بغدادی نحوی. مولد او به بغداد به سال 494 هَ.ق. وفات در موصل سنه 569. از هبةاﷲبن الحصین و جز او حدیث شنود ودر نحو سیبویه زمان خویش بود، و او معاصر با ابن جوالیقی و ابن خشاب و ابن شجریست. سپس از بغداد به قصدپیوستن بخدمت جمال الدین اصفهانی وزیر بموصل رفت. و در غیبت او دجله طغیان کرد و خانه او را که مجاور دباغخانه ای بود فروگرفت و از آب و رنگهای دباغی کتب او که محصول یک عمر رنج او بود تباه گشت و چون آنها را بموصل حمل کردند بدو گفتند با بخور لادن اصلاح آن تواند کردن و او نزدیک سی رطل بدین قصد لادن بسوخت و ازاثر آن نابینا گردید لکن کتابهای او اصلاح پذیرفته وقابل تمتع شد. ابن خلکان گوید در موصل مردم نهایت بکتب او اقبال و اشتغال داشتند. و او راست: کتاب شرح ایضاح و تکمله. کتاب شرح لمع ابن جنی موسوم بغرة. کتاب العروض. کتاب الدروس فی النحو. کتاب زهرالریاض. کتاب الغنیه. کتاب العقود فی المقصور و الممدود و غیرها.
ابن دهان. [ اِ ن ُ دَهَْ ها ] ( اِخ ) ابوزکریا یحیی بن سعیدبن مبارک ( 569-616 هَ.ق. ). ادیب و شاعر موصلی. پدرش سعیدبن مبارک معروف به ابن دهان از بغداد بموصل انتقال کرد و صاحب ترجمه بدانجا بزاد و هم بدانجا درگذشت.
ابن دهان. [ اِ ن ُ دَهَْ ها ] ( اِخ ) فخرالدین ابوشجاع محمدبن علی بن شعیب بغدادی. وفات 590 هَ.ق. ادیب و حاسب از مردم بغداد. ابتدا بموصل بخدمت جمال الدین اصفهانی وزیر و سپس بخدمت صلاح الدین ایوبی پیوست و دیوان میافارقین به او واگذار شد و در سال 586 به مصر رفت و از آنجا به دمشق بازگشت. در حساب و نجوم و زیج ید طولی داشته و در غریب الحدیث کتابی تصنیف کرده و نیز او را کتاب تاریخی است. ( حاجی خلیفه ). او شعر نیکو میگفته. وقتی ازحج مراجعت میکرد در حله شترش بلغزید و بیفتاد و چوب محمل بر سر او فروشد و در حال بمرد. ( ابن خلکان ).

فرهنگ فارسی

فقیه و ادیب و او بیشتر به شعر گرائیده

جمله سازی با ابن دهان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و ابن شهر آشوب رحمه الله روايت كرده است كه: تبعاول از آن پنج نفر بوده است كه تمام زمين را مالك شدند و در جميع زمين گشت و از هرشهرى ده نفر اختيار مى كرد از دانايان و علماى ايشان، چون به مكه رسيد چهار هزار نفراز علما با او همراه بودند، چون اهل مكه او را تعظيم نكردند بر ايشان غضب كرد و وزيرىداشت كه او را عمياريا (927) مى گفتند، پس ‍ در اين امر با او مصلحت كرد، اوگفت: ايشان جاهلند و عجبى بهم رسانيده اند به سبب اين خانه كعبه، پس پادشاه درخاطر خود عزم كرد كه كعبه را خراب كند و اهل مكه را بكشد! پس خدا دردى بر سر و دماغاو موكل گردانيد كه از چشمها و گوشها و بينى و دهان او آب گنديده جارى شد و اطبا ازمعالجه او عاجز شدند و گفتند: اين امر آسمانى است ما اين را معالجه نمى توانيم كرد ومتفرق شدند، چون شب شد عالمى به نزد وزير آنها آمد و پنهان به او گفت كه: اگرپادشاه راست بگويد كه چه نيت در خاطر خود گذرانيده است من او را معالجه مى كنم، پسوزير از پادشاه رخصت طلبيد و آن عالم را در خلوت به نزد او بود، پس عالم به او گفت: آيا در باب كعبه نيت بدى كرده اى ؟

💡 دهان ابن یمین زان گهر نمای شدست که هست مدح تو بر خنجر زبان گوهر

ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز