لغت نامه دهخدا
بانبشنان بانبشن. [ ب ِ ب ِ ] ( اِ مرکب ) ملکه ملکه ها. شهبانوی شهبانویان. بانوی بانوان. لقب ملکه های بزرگ و زنان نامدار در خاندان ساسانیان. و رجوع به بانبشن شود.
بانبشنان بانبشن. [ ب ِ ب ِ ] ( اِ مرکب ) ملکه ملکه ها. شهبانوی شهبانویان. بانوی بانوان. لقب ملکه های بزرگ و زنان نامدار در خاندان ساسانیان. و رجوع به بانبشن شود.
ملکه ملکه ها بانوی بانوان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۲۷۴ پسرعموی شاپوردختک، بهرام دوم، بر تخت نشست و کمی بعد با او ازدواج کرد. شاپوردختک سپس عنوان بانبشنان بانبشن به معنای «ملکه ملکهها» را دریافت کرد. در حدود سال ۲۸۱، برادرش هرمز بر بهرام دوم شورید و مورد حمایت ساکنان شرق ایران، از جمله گیلان، قرار گرفت. شورش هرمز سرانجام در حدود سال ۲۸۳ سرکوب شد و او نیز کمی بعد به دستور بهرام دوم اعدام شد. به دستور بهرام دوم، پسرش بهرام سوم نیز به عنوان فرماندار سکستان گماشته شد.
💡 شاپور میشانشاه از دینگ دارای فرزندان بسیاری شد که امروزه هفت تن از آنها،هرمز، هرمزک، اودابخت، بهرام، شاپور، پیروز و شاپوردختک، شناخته شدهاند. هرمز در حدود سال ۲۸۱، شورشی را در سکستان و نواحی اطرافش علیه بهرام دوم آغاز کرد و توسط ساکنان شرق ایران، از جمله گیلان، مورد حمایت واقع شد. شورش هرمز در نهایت در سال ۲۸۳ سرکوب و کمی بعد او به دستور بهرام دوم اعدام شد. شاپوردختک، دیگر فرزند او، به ازدواج شاهنشاه بهرام دوم درآمد و عنوان بانبشنان بانبشن به معنای «شهبانوی شهبانوان» را دریافت کرد. پوران فرخزاد از آذرفرنبغ نیز به عنوان فرزند او یاد میکند اما سیروس نصراللهزاده این فرضیه را رد میکند.