امروان

لغت نامه دهخدا

امروان. [ ] ( اِخ ) محلی است در 219 هزارگزی گرمسار میان بنوار و سرخ ده و آنجا ایستگاه قطار است. ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

محلی است در ۲۱۹ هزار گزی گرمسار میان بنوارو سرخ ده و آنجا ایستگاه قطار است.

جمله سازی با امروان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 4. عبيدالله اعرج بن حسين اصغر بن امام زين العابدين عليه السلام كه يكى از ساداتجليل القدر و نام آور زمان خود بوده است. گويند ابوالعباس ‍ سفاح هشتاد هزار دينارمقررى براى وى تعيين كرده بود. درباره وفات وى روايات مختلفى وجود دارد: عده اىمعتقدند وى هنگام بازگشت از خراسان با فرزندش، زين الدين على صالح، پس ازملاقات با ابومسلم خراسانى در امروان دامغان فوت مى كند و زين الدين جسد پدر را بهمحلات سمنان (زاوغان ) مى آورد، برخى عقيده دارند كه ابومسلم به وسيله زهر وى را شهيدنموده است، ولى صاحب كتاب (استظهار) مى نويسد: (زين الدين جلوتر از پدر بهقريه زاوغان مى رسد و خبرمرگ پدر را بعدا به او اطلاع مى هند)

💡 امروان یک روستا در ایران است که در دهستان قهاب صرصر واقع شده‌است. امروان ۱۴۱ نفر جمعیت دارد. مردم این روستا عمدتا به شغل دامپروری و کشاورزی مشغول می باشند.

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز